بيانيه مدير حوزه هاي علميه در محكوميت كشتار مسلمانان هند
جمعه ٠٢ آبان ١٣٩٩
صفحه اصلی > مقالات > اهل بیت > امام علی علیه السلام > پاسخ به شبهات غدیر 
پاسخ به شبهات غدیر

 منبع : قلم

 نويسنده : یک طلبه    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1399/04/15  

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به شبهات غدیر

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین (مائده 67)

در اصل واقعه غدیر شبهه ای نیست فقط در معنای لغوی حدیث غدیر بین علمای شیعه و سنی اختلاف وجود دارد آن هم در معنا و مفهوم کلمه مولا می باشد.که علمای شیعه دلالتاً آن را منحصراً در معنای اولی به تصرف و سرپرستی می دانند. حال می خواهیم بدانیم کدام یک از علمای اهل سنت نظرشان مطابق با علمای شیعه می باشد؟  مجموعاً در 150 جلد این واقعه بررسی شده با 110 راوی در طبقه اول و 550 طریق (سند).در این میان 43 نفر از علمای مشهور اهل سنت این حدیث را بررسی کرده اند. نام چند تن از آنان و اقوالشان را بیان می کنیم.

1- حافظ ابوعیسی ترمذی (م 279ق) پس از ذکر حدیث غدیر گفته است:
«هذا حدیث حسن صحیح ؛این حدیث، حسن و صحیح است.» سنن ترمذی ج5 ص591 حدیث3713

2- قرطبی متوفی 463 ه ق

در کتاب استیعاب جلد 2 ص 373 خود در ذیل حدیث مواخاة به صدور روایت غدیر اذعان دارد، حدیث مواخاة و روایت خیبر و حدیث غدیر تماما از احادیث و آثار ثابت و مسلم است.

3- فقیه ابوالحسن مغازلی شافعی متوفی 483 ه ق

در کتاب مناقب خود گفته حدیث صحیح می باشد و 100 نفر آن را نقل کرده اند و حجتش ثابت است و اشکالی بر آن نیست از ویژگی های علی است و شریکی ندارد.

4- احمد ابن حنبل

در مسند اش جلد 4 صفحه 370 از ابو طفیل صحابی نقل می کند که گوید،علی مردم را در رحبه (نزدیکی کوفه) جمع کرد و قسم داد آنهایی که روز غدیر از پیامبر هر چه شنیده اند برخیزند و بگویند، و 30 نفر بر خاستند و شهادت دادند که پیامبر فرمود: « من کنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه »

5- هیثمی بنانگذار علم رجال اهل سنت و احمد زین و شیب ارنوط و البانی گفته اند: سند حدیث غدیر درست است. مجمع الزوائد للهیثمی ج 9 ص 104

6- ابوحامد غزالی متوفی 505 ه ق

که در کتاب سر العالمین ج 9 ص 21 گفته : دلیل و برهان از رخ پرده برداشت و همگان بر متن حدیث رسول خدا در روز عید غدیر متفق اند در آنجا که فرمود: من کنت مولاه و علی مولاه. عمر ابن خطاب آمد و گفت: به به خوشا آفرین تبریک برتو ( اگر مولی معنای دوستی داشت دیگر تبریک معنا نداشت. و اما انتساب کتاب سرالعالمین به غزالی به وسیله ذهبی ؛ ابن سبط جوزی و اسماعیل باشای بغدادی ثابت شده است ) که غزالی در جای دیگر این کتاب گفته است: وی (عمر ابن خطاب) این فضائل را قبول کرده است خلافت و برتری علی را ، ولی بعداً بنا بر غلبه هوا و حب نفس این امر را انکار کرده است.که غزالی از آن با عبارت «اشتری ثمناً قلیلاً» یاد کرده است.

7- ابن ابی الحدید معتزلی متوفی 655 ه ق

 در شرح نهج البلاغه ج2 ص 449 آورده است که این عبارت از روایات معتبر در فضائل علی است .

8- ابن حجر عسقلانی متوفی 859 ه ق

(وی از متعصب ترین علمای اهل سنت نسبت به شیعه می باشد، که این تعصب او را میتوان از کتاب صواعق المحرقه و علت نامگذاری آن فهمید.)در کتاب فتح الباری ج7 ص 61 گفته است:

 این حدیث «من کنت مولاه» را ترمذی و نسائی روایت کرده اند که دارای ظرائف فراوانی است و ابن عقده کتاب مستقلی هم نوشته که سند آن درست است. و از احمد ابن حنبل برای ما نقل شده که برای هیچیک از صحابی به تعداد فضائل علی فضیلت نقل نشده است و همینطورابن جوزی در کتاب تذکرة الخواص الامة فی معرفة الائمه ص30 تا 34 از او نقل می کند:  ابن حجر ( که در صواعق المحرقه ) زمانی که معانی کلمه مولی را می گوید، به دهمین معنا که می رسد نکته ای جالب را مطرح می کند وی می گوید:

العاشر

بمعنی: الاولی، قال الله تعالی : ( ... النار هی مولاکم و بئس المصیر ) أی اولی بکم .

و المراد من الحدیث (حدیث غدیر) الطاعة المخصوصة فتعین العاشر و معناه : من کنت اولی بنفسه فعلی اولی به و قد صرح به ابوالفرج اصبهانی فی کتابه المسمی بمرج البحرین فإنه روی هذا الحدیث باسناده الی مشایخه و قال فیه : فأخذ رسول الله بید علی و قال: «من کنت ولیه و أولی به من نفسه فعلی ولیه».

فعلم إن جمیع المعانی راجعة إلی وجه العاشر و دل علیه إیضاً قوله علیه السلام« ألست أولی بالمومنین من أنفسهم» ؟

و هذا نص صریح فی اثبات امامته(علی) و قبول طاعته

ترجمه کلام ابن حجر:

دهمین معنا از معانی مولی ، اولی است.حال برای این موضوع دو شاهد مثال می آورد یکی آیه 15 سوره حدید « ... النار هی مولاکم و بئس المصیر» و دیگری حدیث «من کنت مولاه و علی مولاه» . که مولی در آیه به معنای اولی بکم است یعنی آتش سرپرست و حاکم بر کفار است . مراد از مولی در حدیث اطاعت مخصوص می باشد و معنای آن این می باشد که «من کنت اولی بنفسه فعلی اولی به» که هر کس من سرپرست اویم پس علی سرپرست اوست. و دلالت می کند بر حرف ما کلام پیامبر آنجا که فرمود: « أ لست أولی بالمومنین من انفسهم» این نص صریح در اثبات امامت علی و اطاعت اوست. (این بود کلام ابن حجر)

حال امروز وهابیت ده هزار شبهه به شیعه وارد کرده است و جواب تمام آنرا علمای شیعه داده اند.(می توان به کتاب گزیده جامع از غدیر نوشته شفیعی شاهرودی و کتاب عبقات الانوار علامة میر حامد حسین رجوع کرد)

آنها در مورد حدیث ثقلین 148 شبهه وارد کرده اند و ابن تیمیه بنیانگذار وهابیت  53 شبهه به حدیث غدیر وارد کرده است،( جالب آنکه ابن حجر در وصف ابن تیمیه در کتاب الدرالمکانه جلد1صفحه 151می گوید: تعدادی از علمای اهل سنت او را منافق می دانند به خاطر جسارت هایش به علی ابن ابیطالب بنا بر حدیث« لا یبغضه الا منافق» ) عبدالرحمن سلمی 18 شبهه به حدیث غدیر وارد کرده است و گفته اند در لغت عرب مولی به معنای أولی بکم نیامده است و به معنای دوستی و یاری آمده است.

 این نهایت سوء استفاده از ناآگاهی مردم به لغت عرب می باشد.

حال نظر چندتن از علمای اهل سنت، که مولی را به معنای اولی بکم گرفته اند را ذکر می کنیم:

1- فخر رازی

(او کسی است که تلاش فراوانی در نپذیرفتن دلالت آیات مربوط به فضائل علی ابن ابیطالب دارد. )

در ذیل آیه 15 حدید « ... النار هی مولاکم و بئس المصیر » گفته است که اهل لغت مانند : زجاج ، فراء و أبی عبیده مولاکم را به معنای أولی بکم گرفته اند، که می شود آتش سرپرست و در برگیرنده آنان است و مولاکم هی أولی بکم ، و در قرآن هر جا مولاکم آمده به معنای أولی بکم است.تفسیر رازی جلد 29 صفحه 227

که خطیب بغدادی در وصف این علمای اهل لغت گفته : زجاج، شیخ العربیه است و اگر فراء و ابو عبیده نبودند ادبیات عرب وجود نداشت، و مفسرین هر مطلبی را که از واژه های قرآنی گرفته اند از این چند نفر است.

سیراعلام النبلاء للذهبی جلد 9 صفحه 445

(بر طبق گفته این چند عالم بزرگ که هم مفسرند و هم لغت شناس مولی به معنای سرپرست و مستولی شونده است، و ما روایات را اول بنا بر فصاحت بر قرآن عرضه می کنیم یعنی پیغمبر، مولی استفاده کرده باید ببینیم قرآن نیز استفاده کرده یا نه ؟و به چه معناست؟)

2-صحیح بخاری

 از نظر اهل سنت صحیح بخاری تالی تلو قرآن است، که هر چه در آن آمده ،صحیح و درست است. حال آنکه ما در صحیح بخاری می بینیم که در تفسیر آیه 15 سوره حدید مولاکم را به معنای أولی بکم گرفته است.

( حال چگونه این کتاب که مورد اعتماد همه علمای اهل سنت است مولاکم را به معنای اولی بکم آورده است؟ و ابن تیمیه و دهلوی گویند در هیچ جا به معنای أولی بکم نیامده است.)

3- ابن حجر عسقلانی

 در فتح الباری فی شرح الصحیح البخاری همین آیه را ذکر کرده و گفته مولاکم هی أولی بکم . صواعق المحرقه جلد 8 صفحه 482و در کتب تفسیری مهم آنها هم هر جا مولاکم آمده أولی بکم لحاظ شده است. ( جامع البیان طبری ج 27 ص 296 –تفسیر سمعانی ج 5 ص871 –ابولیث السمرقندی حنفی صاحب تفسیر القرآن ج 2 ص 83 –ابن کثیر سلفی ج 4 ص 331 –ابن جوزی در تفسیر زاد المسیر فی علم التفسیر ج 7 ص 304  )

حال اگر شخصی منصف باشد می بیند در هر جای قرآن مولاکم آمده به معنای أولی بکم است حال چگونه بی پروا می گویند چنین عبارتی اصلاً دیده نشده!!!؟؟؟

پس با توجه به این تفاسیر ، مولی در حدیث غدیر منحصراً بمعنای اولی بکم است.که معنای سرپرست وحاکم است.

4- سنن ابن ماجه

یکی دیگر از دلایل محکم ولایت مطلق و امامت علی ابن ابیطالب روایت سنن ابن ماجه است ، که از صحاح سته معتبر است. او در جلد 1 صفحه 43 نقل می کند: براء ابن عازب گوید در حجة الوداع بودیم که پیامبر آمد: فأخذ بید العلی فقال : أ لست أولی بالمومنین من أنفسهم ؟ قالوا بلی. أ لست أولی بکم من انفسکم ؟ قالوا بلی. قال : فهذا ولی مَن أنا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

که در ذیل آیه « النبی أولی بالمومنین من أنفسهم» سوره احزاب آیه 6  طبری و ابن کثیر مطالب زیبایی در ولایت مطلق پیامبر ذکر کرده اند.

 (که بنا به فرمایش رسول خدا که فرمودند: «أ لست أولی بالمومنین من أنفسهم » ولایت مطلق پیامبر در مورد امیر المومنین هم صدق می کند.)

5- حاکم نیشابوری

در مستدرک الصحیحین ج 3 ص 371 نقل می کند زمانی که طلحه در جنگ جمل روبروی علی قرار گرفت علی به او گفت : ترا قسم میدهم به خدا آیا نشنیده ای که رسول خدا فرمود « من کنت مولاه و علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» . طلحه گفت : بله شنیده ام. علی فرمود پس چرا با من می جنگی ؟ طلحه گفت : فراموش کرده ام و از جنگ خارج شد.

( هر چند بنا بر شواهد و قرائن محکم او دوباره به جنگ باز گشت و کشته شد.سوال اینجاست اگر مولی به معنای دوستی بود، طلحه می توانست بگوید من تورا دوست دارم ولی خلافتت را قبول ندارم. پس معلوم می شود طلحه از کلمه مولی أولی به تصرف ،حاکم و سرپرست را فهمیده است وإلا انصرافش مفهوم نداشت.)

6- خطیب بغدادی

در تاریخ بغدادی ج 8 ص 284 این روایت آمده:

أخذ النبی بید علی ابن ابیطالب فقال ألست ولیٌ بالمومنین؟ قالوا: بلی یا رسول الله. قال : «من کنت مولاه و علی مولاه» فقال عمر ابن الخطاب بخٍ بخٍ لک یا علی ابن ابیطالب اصبحت مولای کل مسلم و مسلمة . فأنزل الله :« الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا».

( اگر مولی معنی دوستی، یاری می داد تبریک گفتن با این حالت مفهومی نداشت. )

حال نتیجه کلی :

وقتی 43 نفر از بزرگان به نام اهل سنت، صحت و تواتر حدیث را پذیرفته اند و در کتب معتبر خود، این واقعه بزرگ را توضیح داده اند و همینطور مفسران و لغت شناسان مانند فراء، ابو عبیده، زجاج، اخفش «مولا کم» را در آیه« أولی بالمومنین» تفسیر کرده اند، چگونه وقتی به حدیث شریف غدیر می رسند کلمه «مولی» را بی هیچ دلیل و مدرکی و فقط بنا بر امیال شخصی و نفسی خود، معنا به دوستی و یاری می کنند!!!؟؟

پس به صراحت می توان بیان داشت غرض رسول خدا - صلی الله علیه واله -  از «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» أولی به تصرف است، فقط؛ و معانی دیگر نمی دهد ، در ضمن با توجه به مجموعه قرائن  لفظی، محتوایی و سندی دلالتی محکم  بر ولایت مطلق و امامت و وصایت و خلافت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب دارد.

 

منابع

1-سنن ترمذی

2- سنن ابن ماجه

3- استیعاب قرطبی

4- سر العالمین غزالی

5- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید

6- فتح الباری

7- صواعق المحرقه

8- مناقب ابن مغازلی

9- تفسیر کبیر فخر رازی

10- سیر اعلام النبلاء ذهبی

11- صحیح بخاری

12- مسند احمد ابن حنبل

13- مجمع الزوائد هیثمی

14- مستدرک الصحیحین حاکم نیشابوری

15- تاریخ خطیب بغدادی

16- تفسیر سمعانی

17- تفسیر سمرقندی

18- تفسیر ابن کثیر

19- تفسیر القرآن ابن جوزی

20- تفسیر زادالمسیر ابن جوزی

21- تذکرة خواص الامة فی معرفة الائمة

22- جامع البیان طبری