بيانيه مدير حوزه هاي علميه در محكوميت كشتار مسلمانان هند
چهارشنبه ٠٧ آبان ١٣٩٩
صفحه اصلی > مقالات > کلام و اعتقادات > آزادی اجتماعی از دیدگاه استاد مطهری 
آزادی اجتماعی از دیدگاه استاد مطهری

 منبع : بنیاد علمی فرهنگی شهید مطهری

 نويسنده : عبدالحسین خسرو پناه    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1399/04/15  

یکی از بحث هایی که استاد مطهری به وفور درباره آن بحث کرده، بحث درباره آزادی و مفاهیم پیرامونی و انواع آن است. یکی از اقسام آزادی، آزادی اجتماعی می باشد. آزادی اجتماعی یعنی بشر باید در اجتماع از ناحیه سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد و تکامل او نباشند، او را محبوس نکنند به حالت یک زندانی در نیاورند که جلو فعالیتش گرفته شود، دیگران او را استثمار نکنند، استخدام نکنند، استبعاد نکنند یعنی تمام قوای فکری و جسمی خود او را در جهت منافع خودشان به کار نگیرند؛ این را می گویند آزادی اجتماعی. 
به عبارت دیگر: آزادی اجتماعی آزادی انسان است از قید و اسارت افراد دیگر. 
[1] استاد این نوع از آزادی را یکی از اهداف انبیا معرفی می کند و در این باره می فرماید: یکی از هدف هایی که انبیا داشته اند این بوده است که به بشر آزادی اجتماعی بدهند یعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی نجات بدهند. [2] 
آزادی جنسی یکی از زیرمجموعه های آزادی اجتماعی به حساب می آید که غربیان با این وسیله به بی بند و باری مردم آن سرزمین رونق دادند و برای عقلا نیت آن به توجیهات فلسفی و روانشناختی تمسک جستند ولی این اشتباهی بود که منشا چنین خطا و اشتباه، بی توجهی به پیامدهای آن بود. استاد در این باره می فرماید: اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته اند تنها راه آرام کردن غرایز، ارضا و اشباع بی حد و حصر آنها است. اینها فقط متوجه محدودیت ها و ممنوعیت ها و عواقب سوءآنها شده اند و مدعی هستند که قید و ممنوعیت، غریزه را عاصی و منحرف و سرکش و ناآرام می سازد، طرحشان این است که برای ایجاد  آرامش این غریزه، باید به آن آزادی مطلق داد... اینها توجه نکرد ه اند که همانطور که محدودیت و ممنوعیت غریزه را سرکوب و تولید عقده می کند، رها کردن و تسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات درآوردن آن را دیوانه می سازد و چون امکان ندارد همه خواسته های بی پایان یک فرد برآورده شود غریزه بدتر سرکوب می شود و عقده روحی به وجود می آید به عقیده ما برای آرامش غریزه دو چیز لا زم است یکی ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگری جلوگیری از تهییج و تحریک آن.
[3] 
پیامدهای آزادی جنسی: غربیان در بحث آزادی جنسی به یک جنبه آن توجه کردند لکن از جنبه های منفی و پیامدهایی که ویران کننده روان و جامعه است غفلت نمودند. استاد به بعضی از این نتایج و پیامدهای ناشی از آزادی جنسی اشاره می کند: 
1- افزایش بیماری های روانی از قبیل جنون ها، خودکشی ها، جنایت ها، دلهره ها، اضطراب ها، یاس ها، بدبینی ها، حسادت ها و کینه ها مهمترین پیامدهای چنین آزادی است؛ لذا افرادی چون فروید که شعار آزادی جنسی را برای ایجاد نظم اجتماعی و برقراری آرامش روحی سر دادند به تاویل سخن خود پرداختند و گفتند غریزه را نمی توان به طور کامل از تمتعات جنسی ارضا و اشباع کرد و همچنین قایل به محدودیت مقررات اجتماعی شدند.    
2- شانه خالی کردن جوانان از ازدواج. 
3- تنفر زنان از امر حاملگی و تربیت کودکان و اداره منزل.
[4] 
استاد در بیان تفاوت آزادی جنسی و اشباع غریزه می فرماید: حقیقت این است که اشباع غریزه و سرکوب نکردن، یک مطلب است و آزادی جنسی و رفع مقررات و موازین اخلا قی مطلب دیگر. اشباع غریزه با رعایت اصل عفت و تقوا منافی نیست بلکه تنها در سایه عفت و تقوا است که می توان غریزه را به حد کافی اشباع کرد و جلو هیجان های بی جا و ناراحتی ها و احساس محرومیت ها و سرکوب شدن های ناشی از آن هیجان ها را گرفت.
[5]  اصلا  تزکیه نفس یعنی آزادی معنوی: (قد افلح من زکیها و قد حاب من دسیها)؛ بزرگترین خسران عصر ما این است که همه اش می گویند آزادی، اما جز از آزادی اجتماعی سخن نمی گویند؛ از آزادی معنوی دیگر حرف نمی زنند و به همین دلیل به آزادی اجتماعی هم نمی رسند[6] زیرا آن علتی که در دوران گذشته بشر را وادار می کرد به سلب آزادی اجتماعی و پایمال کردن حقوق اجتماعی دیگران، حسن منفعت طلبی او بوده است و بس؛ خوب حس منفعت طلبی بشر امروز چطور؟ هست یا نیست؟ بله هست... دهان بشر امروز برای بلعیدن، اگر بیشتر از دهان بشر دیروز باز نباشد کمتر باز نیست.[7]  از دیدگاه استاد، علت محرومیت مغرب زمین آزادی معنوی، وجود عقیده لا ییک و بی دینی است؛ چون آزادی معنوی را جز از طریق نبوت انبیا، دین، ایمان و کتاب های آسمانی نمی توان تامین کرد.[8]  استاد در پایان بحث آزادی معنوی به نمونه هایی از آزادی نفس از اسارت رذایل، اشاره می کند و می فرماید: به خاطر وجود چنین آزادی ای بوده است که کسانی چون مرحوم سیدحسین کوه کمری میدان مرجعیت را برای شیخ انصاری باز می گذارد.[9]  استاد مطهری در کنار بحث آزادی های اجتماعی به نوع دیگری از آزادی یعنی آزادی معنوی بحث کرده است. استاد آن را مقدس ترین نوع آزادی و حتی علت تحقق بخش آزادی اجتماعی و هدف مهم انبیا معرفی می کند. 
وی در تعریف آزادی معنوی می فرماید: آزادی معنوی نوع خاصی از آزادی است و در واقع آزادی انسان است که قید و اسارت خودش.
[10]  استاد در جواب این سوال که مگر ممکن است انسان اسیر خودش باشد تا این که از این اسارت خود را آزاد کند، می فرماید: انسان یک موجود مرکب و دارای قوا و غرایز گوناگونی است. در وجود انسان هزاران قوه نیرومند هست، انسان شهوت دارد، غضب دارد، حرص و طمع دارد، جاه طلبی و افزون طلبی دارد و در مقابل عقل دارد، فطرت دارد و وجدان اخلا قی دارد. انسان از نظر معنا، از نظر باطن و از نظر روح خودش ممکن است یک آدم آزاد باشد و ممکن هم هست یک آدم برده و بنده باشد؛ یعنی ممکن است انسان بنده حرص خودش باشد، اسیر شهوت خودش باشد، اسیر خشم خودش باشد، اسیر افزون طلبی خودش باشد و ممکن است همه اینها آزاد باشد[11]  با این حال واضح است که بزرگترین برنامه انبیا، آزادی معنوی است تا انسان از بند همه اسارت های نفسانی آزاد گردد.   
  
پی نوشتها:

 



[1] - همان مدرک، ص 32. 
[2] - همان مدرک، ص 16. 
[3] - مساله حجاب، ص 120-119. 
[4] - ر.ک: اخلا ق جنسی در اسلا م و جهان غرب، صص 65-62. 
[5] - اخلا ق جنسی، ص 66-65. 
[6] - گفتارهای معنوی، ص 51. 
[7] - همان مدرک، ص 22. 
[8] - همان مدرک، ص 19. 
[9] - همان مدرک، ص 46-45. 
[10]- همان مدرک، ص 32. 
[11]- گفتارهای معنوی، ص 19.